تبلیغات
یوردوم Yurdum - آشیقی
1394/02/17

آشیقی

   یازیلیب‌دیر: علی واحدی    نوع مطلب :تاریخ ،

آشیق سرایشگر حماسه ها و سرگذشت ملت خویش و یار و یاور شادیها و غمهای سرزمین خود است. هر چند دلایل قانع کننده ای برای شروع مکتب آشیقی از یک تاریخ معین موجود نیست، ولی بنابر شواهد موجود می توان سابقه ای چند هزار ساله برای آن متصور شد. چنانچه از دوران قبل از اسلام نیز شواهدی دال بر وجود آشیق در ایران موجود است. اولین آشیقی که امروزه می توانیم از او نام برده و اطلاعاتی راجع به آن بدهیم،پیر و راهنمای ایل اوغوز، دده قورقوت می باشد.

بنابر روایاتی دده قورقود، اولین ترک مسلمان شده و اولین مبلغ اسلام در میان ترکان نیز می باشد که بعد از ملاقات با پیامبر گرامی اسلام و تقبل اسلام، به میان ایل خویش آمده و اوغوزان را دعوت به اسلام  کرده است. بعد از دده قورقود راجع به آشیقهای بعد اطلاعات موثقی در دست نیست. با اطمینان می توان گفت در طول دوره های تاریخی، آشیق در این سرزمین موجود بوده، گرچه با نامهای مختلفی از قبیل؛ وارساق، اوزان و ... .

 آشیقها روایتگر شفاهی حماسه ها و داستانهای سرزمین خویش بوده است و تا چند دهه اخیر، ادبیات آنان به ندرت به صورت مکتوب نگاشته شده بود.

 با ظهور سلسله  ی صفویه، نامی از آشیق نیز به میان آمده و بنابر یافته های موجود اولین آشیق(با نام آشیق؛ قبل از آن اوزان نامیده شده اند)، در این دوره ظهور می کند. آشیق قربانی، آشیق و شاعر هم عصر شاه اسماعیل صفوی است که بنا به دعوت شاه اسماعیل به دربار وی راه می¬یابد و مورد احترام قرار می گیرد و قربانی اولین شخصی است که بنابر اطلاعات موجود از او با عنوان آشیق یاد می کنند و آثارش كمابیش در دست است.

 بنابراین می توان گفت، مکتب آشیقهای آذربایجان به سبک و سیاق امروزی، از دوره صفویه شکل گرفته و تا به امروز تکامل یافته است. بعد از قربانی ما به آشیقهای بعد از آن می رسیم که هرکدام تأثیراتی بر مکتب آشیقی گذاشته و در پیشبرد این مکتب کوشش کرده اند. مانند آشیق عباس توفارقانلی، آشیق مسکین ابدال، خسته قاسم، آشیق آلی، آشیق علعسگر، آشیق دوللو مصطفی و . .. .

در بحث مکاتب آشیقی نیز می توان گفت ما امروزه یک مکتب واحد آشیقی داریم که خود این مکتب به زیرمکتبهای مختلفی تقسیم می شود که هرکدام نقشی را بر عهده گرفته و بنا بر اقتضای محیط خود، گوشه ای از ادبیات شفاهی را حفظ کرده اند. از بین مکاتب موجود در ایران که نوازندگان آن از ساز قوپوز استفاده می کنند،  می توان به مکتب آشیقی تبریز-قره داغ، اورمیه، هشتری، سولدوز، قم-ساوه، زنجان، شاهسون، تکاب و همدان اشاره کرد. که مکتب آشیقی اورمیه و تبریز-قره داغ را می توان دو مکتب مهم و پویا در بین مکاتب فوق نام برد. در این بین مکتب آشیقی اورمیه را مورد بحث و بررسی مختصر قرار خواهیم داد تا شناختی بهتر راجع به آن داشته  و بتوانیم تفاوتهای آن با دیگر مکاتب را درک کنیم. 

آشیقها در مکتب ارومیه برخلاف دیگر مکاتب، به صورت تکنواز و انفرادی در مجالس ظاهر شده و به اجرای هاواهای خود می پردازند، همچنین در هاواها نیز با دیگر مکاتب مانند تبریز-قره داغ ، هشتری و... تفاوتهایی دارند که این خصوصیت، مکتب اورمیه را از مکاتب دیگر متمایز می کند. هاواهای موجود در مکتب اورمیه، برخلاف مکاتب دیگر، اکثراً ریتمیک نبوده و به نوعی سکون و اندیشه در بیشتر آنها دیده می شود. از دلایل ریتمیک نبودن اکثر هاواهای مکتب اورمیه می توان به همراهی نکردن بالابان و دایره در این سبک اشاره کرد.

در طول سالیان دراز در مکتب آشیقی تبریز، آشیق هم نصیحتگر و اندرزگوی مجلس بوده و هم نوازنده رقص و شادی آن دیار. اما در آذربایجان غربی و سبک اورمیه، این دو وظیفه از هم متمایز شده و توسط اشخاص جداگانه ای اجرا شده اند.




در محیط آشیقی اورمیه، آشیق به عنوان نصیحتگر و داستانگو ظاهر شده و در مجالس عروسی و شادی در داخل منزل ،مجلس و یا درقهوه خانه ها به ایراد نصیحت و پند و اندرز مشغول شده است و وظیفه ی موسیقی شاد و ریتمیک را به دهل و سرنا داده است که آن هم در بیرون از مجلس آهنگهای شاد و ریتمیک را اجرا کرده است.  با این وصف در مکتب تبریز-قره داغ این دو با هم ادغام شده و به خاطر اینکه قوپوز با دهل و سرنا نمی توانسته هماهنگی کند، به صورت گروه سه نفره قوپوز-بالابان- دایره درآمده است که آن هم به نوبه خود باعث ایجاد هاواهای شاد و ریتمیک بسیاری در آن مکتب شده است و از طرفی اصالت موسیقی آشیقی را زیر سوال برده است .

امروزه همین امر یعنی ادغام سه ساز فوق، از لحاظ علمی باعث پیشرفت و گسترش آن مکتب در میان خوانندگان و هنرمندان غیر آشیق نیز شده است. 

تعداد هاواهای مخصوص مکتب اورمیه در حدود 60 می باشد که در برخی از آنها با مکتب تبریز-قره داغ و همچنین هشتری اشتراک دارند.

با توجه به گفته اساتید موسیقی دانشگاه دولتی باکو سبک اورمیه را می توان به عنوان قدیمی ترین موسیقی موجود در خاورمیانه معرفی کرد، چرا که با بررسی و تحقیق بر روی این موسیقی  و نتها و پرده های اجرایی آن می توان قدمت آن را تا دوران سومر پیش برد. پروفسور محرم قاسملی، عضو آکادمی علوم جمهوری آذربایجان و فولکلورشناس برجسته و محقق موسیقی آشیقی نیز مکتب آشیقی اورمیه را قدیمی ترین مکتب در بین مکاتب آشیقی دانسته و حتی  قدمت بعضی از آهنگهای آن را به قبل از پیدایش آشیق و در دوره ای که آشیق و بخشی  و آکین از هم جدا و منفک نشده بودند، می برد.

به عقیده پروفسور قاسملی، در آهنگهای اجرا شده در مکتب اورمیه، می توان روح مشترک، بخشی های خراسان، ترکمن و ازبک و آکینهای قزاق و همچنین دیگر مکاتب آشیقی را حس کرد که این هم به نوبه خود این فکر را در ذهنها تداعی می کند که این مکتب قبل از انشقاق مکاتب و موسیقیهای فوق وجود داشته و به نوعی پدر آنها محسوب می شود  و این مسئله ارزش و قدمت این مکتب را دوچندان می کند.

اما صرف نظر از نظریه های فوق و با توجه به آثار رسیده به دست ما می توان قدمت مکتب اورمیه با سبک وسیاق امروزی را حداقل 250-300 سال تخمین زده و تاریخ نگاره ای به قدمت 200-250 سال نیز می توان برای آن نوشت که دربردارنده رویدادها و ابداع هاواها و اشعار شاعران و آشیقهای آن و به طورکلی  ادبیات آشیقی مخصوص مکتب اورمیه باشد.

در مکتب آشیقی اورمیه، آشیقهایی مثل دوللو مصطفی، بگمز قولو، همت، ایشو و دوللو اباذر، و ...    را می توان نام برد که هر کدام در عصر خویش یلی برای خود بوده اند و نقش هر کدام در پیشرفت محیط آشیقی اورمیه بی بدیل بوده است. 

از آشیقهای 100 سال اخیر این مکتب نیز می توان به آشیق جواد، آشیق یعقوب، آشیق اسد خویلو، آشیق حسن قاشیقچی، آشیق فرهاد، آشیق علی قیزیلباش و از آشیقهای معاصر می توان آشیق عزیز، آشیق درویش، آشیق دهقان، آشیق اسمعلی و ... را نام برد.

هاواهای آشیقی موجود در مکتب اورمیه تا به امروز، به نت کشیده نشده و همچنان از سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. این هاواها خود از لحاظ مضمون به چند قسمت تقسیم می شوند:

1-         هاواهای حماسی؛ مانند: مصری، دوراخانی، محترمی، حربی و  ...
2-         هاواهای عرفانی مانند:  دیوان ، تجنیس ،صوراسرافیل، قارص، تاجری و ...
3-         هاواهای شاد مانند؛ گؤزللـه مه، دستان، سولدوزو، دیک داباتی و ... 
4-         هاواهای غمناک و هجران مانند؛ غربتی، قره باغی، دول هجرانی و ...
5-         هاواهای وارد شده از مکتب آشیقی ترکیه مانند؛ عثمانلی شرقیسی، اورمیه شرقیسی.
در بحث چگونگی نامگذاری هاواها هم می توان ذکر کرد که برخی از هاواها از نام اشخاص ایجاد کننده آن هاوا و یا کسانی که آن هاوا را به افتخار او ساخته و تقدیم او کرده اند آمده است. مانند؛ آغاخانی، دوراخانی، جمشیدی و .... . برخی دیگر از اسم روستا و یا شهر و یا مکان مبدأ آن آهنگ گرفته شدهاند، مانند روضه گرایلیسی(روضه؛ اسم رودخانه ای در شمال شرق اورمیه)، شکریازی( اسم روستایی در سلماس)، همدان گرایلیسی, خوی امراهیسی.  

آهنگهایی که به اسم طایفه ای و یا قومی نامگذاری شده اند؛ مانند: شاغی و ترکه مه، .برخی از آهنگها هم بنا بر اقتضای شعری که با آن خوانده می شود و یا بر طبق خواسته ایجاد کننده آن بدون دلیل خاصی نامگذاری شده است؛ هاواهایی از قبیل دیوان، گرایلی، تجنیس، دستان و ... .

این هاواها هم به نوبه خود ، در زمان ایفا و تقدم و تأخر در اجرای مجالس آشیقی با هم فرق دارند. مثلاً آشیق در شروع مجلس باید دیوانی بنوازد. به طوری که بدون دیوانی مجلس را شروع نمیکنند. آن هم دلیل خاص خود را دارد.

  • 1- مضمون اشعار دیوانی بیشتر، حقیقت و شریعت بوده و مضامینی مانند مدح خدا، پیامبر و ائمه و همچنین پند و نصیحت و اندرز است. آشیق هم مجلس خود را با این مفاهیم شروع می کند. دیوانی در مکتب اورمیه سه نوع است؛ کسمه دیوان، شاه ختایی دیوانی و عثمانلی بحریسی یا بحری دیوان.
  • 2- صدای آشیق در شروع اجرا و خواندن هاواها این اجازه را نمی دهد تا هاواهایی که در اوج و زیر اجرا می شود را بخواند. در غیر این صورت ممکن است صدای آشیق گرفته شده و از ادامه اداره مجلس برنیاید. از همین روی، هاواهای دیوانی به خاطر اینکه در قسمت بالایی دسته قوپوز نواخته شده و به خاطر بم بودن پرده های بالایی قوپوز نیاز به بالا بردن صدا و به اوج رساندن صدای آشیق نیست، توسط آنها برای تنظیم صدای خود استفاده می شود.

اما گروه دوم آهنگهایی هستند که بعد از دیوانی خوانده می شوند، آنها هم هاواهایی مثل تجنیس و ترکه مه و تاجری است که این هاواها نیز نیاز زیاد ی به اوج رساندن صدا نمی باشد و در حد متوسط و بینابین هستند.

گروه سوم نیز به نام هاواهای خدنگی معروفند، که بیشتر مواقع در پایان مجلس و اجرای آشیق ایفا می گردد.

زیراکه صدای آشیق بعد از خواندن چندین هاوای به اصطلاح نرم و متوسط آماده اجرای هاواهایی است که نیاز به بالا بردن صدا و به اوج رساندن و یا در زیرخواندن آن می باشد. هاواهایی مثل قره باغی، شکریازی و .... از آن نوعند.


در بحث ادبیات آشیقی، محیط آشیقی اورمیه مشابه دیگر مکاتب است که اشعار به کار برده شده توسط آشیقهای آن اشعار هجایی است که در قالبهای بایاتی، گرایلی، قوشما، دیوانی، تجنیس و جیغالی تجنیس می باشند.

از شاعران مشهوری که از 200 سال پیش تاکنون در این محیط فعالیت داشته اند، می توان دوللومصطفی، بالوولو مسکین، قول هارطون، عندلیب، پورآذر، دده کاتب، یداله پاشایی و صدها شاعر دیگر را نام برد که هر کدام در هر یک از قالبهای فوق شعرهایی داشته اند.

داستانهای آشیقی این محیط نیز غنی هستند. بنا به گفته ی آشیقهای پیش کسوت و استاد تعداد داستانها تا 50 سال پیش از عدد 70 تجاوز می کرد اما به علت عدم کتابت آنها تعداد آنها امروزه به 40-45 داستان رسیده است. داستانهای محیط آشیقی اورمیه همانند سایر مکاتب است و فقط بعضی از آنها مخصوص این مکتب و بعضی نیز روایاتشان متفاوت است.

در بحث مضمون نیز داستانهای آشیقی مضامینی مانند حقیقت، شریعت، یاد خدا ، توسل به خدا و ائمه اطهار بخصوص علی(ع) ، عاقبت نیکی و بدی و مردی و ناجوانمردی، عاقبت خیانت و دروغگویی، دعوت به راه راست  دارند که هر کدام از آنها راهگشای زندگی دنیوی و  زمینه ساز رستگاری زندگی اخروی است.



ائتیکئت‌لر: سایت میانانلی ، نی نی لای لای ، علی واحدی ، تراختور ، سهند ، شهریار ، عاشق ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.